مرتضى مطهرى
64
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بين ايندو بايد تفكيك كرد . هر يك از « رضايت » و « لذّت » علّتى جداگانه دارد . رضايت تابع اين است كه به آنچه آرزو دارد نائل گردد و پشيمانى نيز نداشته باشد و نظرش نسبت به موضوعى كه آرزوى آن را داشته ، قبل از رسيدن و بعد از رسيدن به آن يكسان باشد ؛ يعنى رضايت تابع آرزوست و از نيل به آرزو پيدا مىشود و خود آرزو از طرفى تابع ميزان آشنايى انسان با موضوعات سعادت بخش است و از طرف ديگر تابع توقع و انتظار است ؛ يعنى انسان گاهى به علّت بىخبرى و بىاطّلاعى از لذات و كمالات عالىتر ، لذات كمتر يا پايينتر را ايدهآل و منتهاى آرزوى خود قرار مىدهد و گاهى به عللى توقّع و انتظار برخى لذتها در وجودش مىميرد و يا به حال خفتگى در مىآيد ، اما اگر از آن لذت عالىتر اطّلاع پيدا كند و مزهء آن را بچشد و يا به علل خاصّى توقّعات مرده و انتظارات خفته در روحش زنده و بيدار بشوند آرزوها و ايدهآلهايش فورا عوض مىشود و ديگر به آنچه قبلًا رضايت مىداد و كمال رضايت داشت رضايت نمىدهد . پس رضايت تابع سطح و ميزان آرزوست و آرزو تابع ميزان علم و اطلاع و توقّع و انتظار است . اما لذت اينچنين نيست . لذت تابع آرزو كه يك حالت نفسانى است نمىباشد ، لذت تابع واقعيّت خارجى است يعنى تابع رسيدن انسان است به كمالاتى كه استعداد آن كمالات را دارد ؛ به هر اندازه كه به كمالاتى كه در قوه و استعداد دارد بيشتر نائل گردد بيشتر لذت مىبرد . به عبارت ديگر رضايت و آرزو تابع امور ذهنى و حالات مختلف نفسانى مىباشند و اما لذت تابع امور عينى و خارجى است ، تابع اين است كه انسان يا حيوان به كمال و فعليتى كه استعداد آن را دارد نائل گردد . دو نفر كه سطح آرزويشان متفاوت است ، يكى آرزويش فقط در حدود آب و علف است و آرزوى ديگرى سير علمى و معنوى در ملكوت آسمانهاست ، اگر هر دو نفر به اين آرزوهاى خود برسند هر دو نفر حدّ اعلاى رضايت را خواهند داشت اما كجا مىتوان گفت كه هر دو نفر به يك اندازه از لذت و بهجت و سرور نصيب خواهند داشت . پس لذت تابع رسيدن انسان است به كمالات بالقوهء خود ، بر خلاف رضايت و آرزو . عليهذا در مثال راضى نگهداشتن طبقهء زيرك طبقات محروم را ، بايد گفت هر چند رضايت آنها را به دست آوردهاند اما مانع سعادت آنها شدهاند زيرا آنها را از لذات عاليتر و كاملتر محروم كردهاند گو اينكه خود آن محرومين به محروميّت خود